بابک@

نم نم باران شعاع چَشم تارم را گرفت
چَشم وا کردم غمت دارو ندارم را گرفت
اَشک های بی قرارم رود شور غصه شد
سیل غم آمد همه ایل و تبارم را گرفت
هر چه کردم تا فراموشت کنم، اما نشد
دیدگاه ها (۰)

بابک@

بابک@

بابک@

بابک@

🎵 #شعر 🎵نشد که بعد تو ، تموم بشه غمامنشد بیان به لب ، دوباره...

وقتی گفته بودن باید جدا شید

CHERRY BLOSSOMPart 34رز از کافه زد بیرون...هوای سرد مثل سیلی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط